تبليغاتX
دنیای نا برابر امروز ما

دنیای نا برابر امروز ما

وقتی تو نیستی...

نه هست های ما چونند که بایدند نه باید ها...

مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم.

عمری ست که لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا...

اما در صفحه های تقویم...

روزی به نام روز مبادا نیست آنروز هر چه باشد، روزیست شبیه امروز...

 روزیست شبیه فردا...

 روزی درست مثل همین روزهای ماست.

اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد..!!!

وقتی تو نیستی نه هست های ماچونند که بایدنند نه باید ها...!!!

 هر روز بی تو روز مبادا است....!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 13:37  توسط مهدی  | 

دلم انداره ي دنيا
غم دنيا تودلم
غم ديروز غم امروز و فردا تو دلم
شب که از ره مي رسه يکسره چادر مي زنه
غم به اندازه ي تاريکي شب ها تو دلم
صدفم يک صدفه پاکي وبي مرواريد
خالي ام ديد، غم به وسعت دريا تو دلم
من نه رنجم نه هوس باز نه افسونگر و مست
چه کنم با طپش اين همه حاشا تو دلم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 21:30  توسط مهدی  | 

ای لحظه های خسته تکرار بشنوید
در فرصتی که آمده یکبار بشنوید
فریادهایمان همگی زنده زنده سوخت
خاکستری به جاست شرربار بشنوید
ای قلبهای از همه جا راندمان سکوت
تا مرگ میرویم به ناچار بشنوید
ای چشمهای منتظر این راه آخر است
در آخرین دقایق دیدار بشنوید
نامردمان سکوت شما هم بهانه بود
از در که میروید ز دیوار بشنوید
باور کنید درد بزرگیست کم شدن
از انتهای منفی بردار بشنوید
از چشمهای شاعرمان شعر میچکد
سیلی روانه است ز پندار بشنوید
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 22:42  توسط مهدی  | 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 13:28  توسط مهدی  | 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست                                      
                                         بين من و عشق تو فاصله ای نيست
گفتم کمی صبر کن گوش به من ده
                                        گفتی که نه بايد برم حوصله ای نيست
گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت
                                      جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست
رفتی تو خدا پشتو پناهت ، به سلامت
                                          بگزار بسوزد دل من مسئله ای نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 13:24  توسط مهدی  |